مرتضى مطهرى

100

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

رحمن رحيم است و حتى جباريت و منتقميت نيز شكلى ديگر از رحمانيت و رحيميت است . البته پيداست كه رحمت رحيميه ، يعنى رحمتى كه موجودات در بازگشت به سوى حق مشمول آن مىشوند ، در درجهء اول شامل حال اهل ايمان است يعنى آنها هستند كه آنچه به آنها مىرسد ظاهراً و باطناً رحمت است ، رحمتى است در صورت رحمت نه در صورت نقمت ، رحمتى است مطلق نه نسبى . اينكه گفته مىشود فرق رحمن و رحيم اين است كه رحمن مربوط به دنياست و رحيم مربوط به آخرت ؛ يا گفته مىشود كه رحمن شامل همهء مردم اعم از كافر و مؤمن مىشود اما رحيم تنها شامل حال مؤمنين مىگردد ، مقصود همان است كه قبلًا توضيح داديم . دنيا و آخرت از آن نظر كه دو جهان‌اند با يكديگر فرق ندارند كه يكى اعتبار رحمت را از ماده يا تبصرهء « رحمن » بگيرد و ديگرى از ماده يا تبصرهء « رحيم » ، يا مثلًا رحمتهاى مشترك كافر و مؤمن از يك ماده و يا تبصره تأمين شده باشد و رحمتهاى خاص اهل ايمان از ماده يا تبصرهء ديگر . جهان هستى اينچنين تقسيماتى ندارد . تقسيم هستى از نظر رحمت اين است كه جهان « آمدن » دارد و « بازگشتن » ، جهان « از اويى » دارد و « به سوى اويى » . خداوند رحمن است يعنى آمدن و « از اويى » جهان مظهر رحمت است ؛ و خداوند رحيم است يعنى بازگشتن و « به سوى اويى » جهان نيز مظهر رحمت است . حتى جهنم و عذاب الهى كه مظهر جباريت و انتقام الهى است نيز مولود رحيميت اوست . در اينجا بيش از اين نمىتوان توضيح داد . او مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ است . در اينجا معرفت و شناخت ديگرى مطرح است . بنده ، مدعى شناخت سرانجام آفرينش است ، يعنى او مىداند روز جزائى است و در اين روز منكشف خواهد شد كه هيچ اسباب و وسيله‌اى اصالت نداشته و مَلِك و مالك بالاصاله خداوند بوده است . اينها همه با آن تفسيرهايى كه قبلًا گفته شد در قلمرو توحيد نظرى است ، يعنى توحيدى كه از مقولهء شناخت است ؛ و اين شناختها فوق‌العاده لازم و ضرورى است و هيچ گاه نبايد گفت كه اين مرحله يك مرحلهء ذهنى است و ضرورتى ندارد ؛ خير ، بلكه در اسلام شناختْ خودش اصالت دارد و تا اين مرحله نباشد انسان در عمل